هر روز می‌نویسم می‌مونه ت نمی‌کنم که ذخیره‌اش کنم تو ایستگاه اتوبوس منتظر اتوبوسم ‌خوام از خدا می‌خوام از خودم که از غیب میلیاردر بشم هرچی گفته بودم که تایپ کنی همشون حذف شده دلم می‌خواد یه خونه میلیاردی بخرم یه خونه‌ای و یک ماشین میلیاردی داشته باشم ترحم حس که دیگران می‌خوام بهم انتقال بدن ولی من نمی‌خوام داشته باشم می‌خوام بازی کنم بازی میلیارد ی داشته باشم

چرا تایپ نمی‌شه ی‌خوام یه ماشین شاسی بلند لکسوس مشکی رنگ داشته باشه و باهاش تو خیابونا بگردم خیلی حس خوبیه می‌دونم در مورد کسی که باهاش حرف می‌زنه داشتم می‌گفتم که قطع شد ی‌خوام برم دیدنش دلم براش لک می‌زنه حرفاش برخوردش همه چیزش اوکیه

پسر قابل تحسینیه یه جورایی عشقه یه بار ازدواج کرده طلاق دادم ذهنیتش خراب نیست ودش رفته دکتر که ببینه ایراد از اینه یک اون خانم که اونو بیشتر مقصر می‌دونه می‌خوام برم دیدنش

چرا یه کالسکه می‌نویسی قطع میشه کالسکه نه یه خط منتظر اتوبوسم هنوز نیومده از اینکه بتونم با خودم حرف بزنم خودش یه نعمت بزرگیه ه روانشناسی می‌گفت برای خودتون وقت بزارین و با خودتون صحبت کنید

نفس کشیدم قطع شد حس خوبیه اینکه این ساعت با این افکار بیرون باشی دنیاییه خوام برم تبریز می‌خوام برم کلی خرید کنم ولی با قیمت‌های مناسب تیپ عالی دارم