اتوبوس نیومده و فرصت خوبیه برای نوشتن من اگه بتونم با این روش ن با این فکری که دارم فکر می‌کنم با این قلمی که دارم البته می‌تونم یه چیزایی خوب بنویسم

بنویسم از آرامشی که دارم بنویسم از زندگی که دارم می‌نویسم از ین لذتی که می‌برم تا شنبه میریم حرم امام رضا از امام رضا چی بخوام اگه قرار باشه هرچی بخوام بده ازش می‌خوام که مولتی میلیارد کنه

اینکه این لفظو می‌زنیم می‌مونه بده ولی اینکه این حسو به خودمون بدیم که میشه عالی میشه ی‌دونی

چرا چیزای خوبی که میگن تایپ نمی‌شه چرا وقتی به حس میرم نمی‌شه ه بنویسم عالی میشه چون می‌دونم اتفاق می‌افته داشتم می‌گفتم با ماشینم لکسوس مشکی رنگ ی‌رفتیم سر راه مامان و آجان و بهزاد را هر وقت در مورد بهزاد چیزی میگم نمی‌نویسی بهزاد پسریه که تازه باهاش آشنا شدم پسر خوبیه د زندگیه یعنی می‌تونی پیشش زندگی کنی بدون هیچ دغدغه‌ای مرد عشقه مرد حاله مرد زندگی در کل هر سه تاشونو بردارم بریم بریم یه غزالی یه غذاخوری خوب و یه غذای عالی بخوریم باز که قطع کردی باز که ننوشتی ریم غذاخوری غذا می‌خوریم بعدش برشون می‌داریم وقتی خسته شدیم اتوبوس هنوز نیومده و من منتظرم منتظر نوشتن فکرای خوب نوشتن آرزوهایی که دارم آرزوی اینو دارم که یه خونه ویلایی داشته باشم و بعد از اینکه با آدا مامان بهزاد چیز خوردیم بریم اونجا استراحت کنیم

بهزادو بغل بگیرم تنی گرمشو داشته باشم از اینکه دارمش خدا را شکر باشه نرم باشه لذتش خیلی

اونم زندگی نکرده منم زندگی نکرد می‌خوام در کنار هم کامل بشیم می‌گفتم اگه می‌گفتم اگه ولتی میلیاردر بشم یه سر به امیر می‌زنه ولی امیرو پیدا کردم امیر یه پسر ۲۰ ساله هست که به کار من نمیاد برای زندگی من مناسب نیست

من سراغ بهزاد میرم که باهاش زندگی کنم

هر روز می‌نویسم می‌مونه ت نمی‌کنم که ذخیره‌اش کنم تو ایستگاه اتوبوس منتظر اتوبوسم ‌خوام از خدا می‌خوام از خودم که از غیب میلیاردر بشم هرچی گفته بودم که تایپ کنی همشون حذف شده دلم می‌خواد یه خونه میلیاردی بخرم یه خونه‌ای و یک ماشین میلیاردی داشته باشم ترحم حس که دیگران می‌خوام بهم انتقال بدن ولی من نمی‌خوام داشته باشم می‌خوام بازی کنم بازی میلیارد ی داشته باشم

چرا تایپ نمی‌شه ی‌خوام یه ماشین شاسی بلند لکسوس مشکی رنگ داشته باشه و باهاش تو خیابونا بگردم خیلی حس خوبیه می‌دونم در مورد کسی که باهاش حرف می‌زنه داشتم می‌گفتم که قطع شد ی‌خوام برم دیدنش دلم براش لک می‌زنه حرفاش برخوردش همه چیزش اوکیه

پسر قابل تحسینیه یه جورایی عشقه یه بار ازدواج کرده طلاق دادم ذهنیتش خراب نیست ودش رفته دکتر که ببینه ایراد از اینه یک اون خانم که اونو بیشتر مقصر می‌دونه می‌خوام برم دیدنش

چرا یه کالسکه می‌نویسی قطع میشه کالسکه نه یه خط منتظر اتوبوسم هنوز نیومده از اینکه بتونم با خودم حرف بزنم خودش یه نعمت بزرگیه ه روانشناسی می‌گفت برای خودتون وقت بزارین و با خودتون صحبت کنید

نفس کشیدم قطع شد حس خوبیه اینکه این ساعت با این افکار بیرون باشی دنیاییه خوام برم تبریز می‌خوام برم کلی خرید کنم ولی با قیمت‌های مناسب تیپ عالی دارم

تا این ساعت بیدارم

داشتم فیلم می‌دیدم

خدایا تنهام دوست دارم

می‌خوام برات نامه بنویسم

نامه ام به تو که سختمه شناختنت

نمیدونم در درون منی. جلومی یا بالا سرم

ازت شدید میترسم

ترسم برای اینکه قانون هاتو زیر پا میزارم

هم نماز میخونم هم شرای میخورم هم فیلم پورن میبینم

گناه میکنم نه در حق دیگران باکه در حد خودم .الان تا این ساعت بیذارم .تا فیلم ندیدم یی قرترم بی خوابم. ولی تا فیلم میبینم خسته ام و خوابم میاد